تبليغاتX
خوش امديد....

ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمی شنوند

چه تلخ است قصه ی عادت....!

نوشته شده توسط m.n در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 ساعت 0:3 قبل از ظهر | لينک ثابت |

اگه یه روز فکر کردی نبودن یه کسی بهتر از بودنشه

،چشماتو ببند واون لحظه ای که اون کنارت نباشه رو به

 خاطر بیار ،اگه چشمات خیس شد ،بدون داری به خودت

دروغ می گی وهنوز دوسش داری

 

 هی فلانی زندگی شاید همین باشد یک

فریب ساده و کوچک آن هم از دست

عزیزی که تو دنیا را جز برای او و جز با او

نمی خواهی. من گمانم زندگی باید همین

باشد... زخم خوردن!!! آن هم از دست

عزیزی که برایت هیچ کس چون او گرامی

نیست بی گمان باید همین باشد... !

 

 

نوشته شده توسط m.n در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 ساعت 10:42 بعد از ظهر | لينک ثابت |

هر چي مهربونتر باشي بيشتر بهت ظلم ميکنن > هر چي صادق تر باشي

 بيشتر بهت دروغ ميگن > هر چي دلسوزتر باشي بيشتر سرت کلاه ميذارن

 دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي

 که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير

 بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره

نوشته شده توسط m.n در جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 8:54 بعد از ظهر | لينک ثابت |

و یک ذره احساس محبت و عشق در وجودش نیست  اوکه باید بخواند نمی فهمد

عشق چیست ، شکستن یه قلب چه دردیست دردناک آری او که باید بخواند دیگر

لایق این دفتر و نوشته های دلتنگیم  نیست......

 

یادمان باشدامروزخطایی نکنیم

 

گرشکستیم صدایی نکنیم

 

یادمان باشداگرخاطرمان تنهاماند

 

طلب عشق زهربی سروپایی نکنیم.

 

 

 در این شهر صدای پای مردمی است که همچنان که تورا می بوسند طناب دار تورا می بافند (مردمی که صادقانه دروغ میگویند)

 

روزگار اما وفا باما نداشت

 

طاقت خوشبختي مارا نداشت

 

پيش پاي عشق ما سنگي گذاشت

 

بي گمان ازمرگ ما پروا نداشت

 

اخر اين قصه ي هجران بودو بس

 

حسرت و رنج فراوان بودو بس

 

سوختم خاكسترم را باد برد اي واي بهترين

 

يارم مرا از ياد برد!

 

بي گناه به دوزخ عشق سوختم

مي بخشم ولي هرگز فراموش نميكنم!

 

فرداطلوع خواهدکرد حتی

 

 اگرمانباشیم ....................

 

 در اين دنيا كه مردانش عصا از كور مي دزدند

 

 من با خوش باوری انجا محبت جستجو كردم!

 

نوشته شده توسط m.n در جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 8:12 بعد از ظهر | لينک ثابت |

sms هاي بعد از نیمه شب:  

 

-خوش حالم که خوابي عزيزم

چون اگه بيدار بودي و مي دونستي از دلتنگي تو خوابم نمي بره حتما خوابت نمي برد !


مشترک گرامي اين اس ام اس به منظور بيدار کردن شما مي باشد لطفا لبخند بزنيد . 

با اين که اين همه اسکل شدي هنوزم حاضر نيستي شبا گوشيتو خاموش کني ؟   

ببين عزيز دلم پاشو …………. اگه پا نشي قهر ميکنما ……………………. خب دلم برات تنگ شده ……. جون من پاشو ………. پاشدي ………………. افرين عزيزم ……………. حالا که پاشدي ماچم کن بگير بکپ

 

سلام. ببخشيد بد موقع مزاحم شدم!، راستش را بخواهيد يه سوالي داشتم خيلي وقت بود ذهنم را مشغول کرده بود، مي خواستم بپرسم … مي خواستم … اصلا ولش کن. بزار برای بعد، خب  تو بخواب؟

 

!سلام …. تو رو خدا ببخش … نمي‌خواستم اين موقع شب بيدارت كنم ….. واقعاً ببخش …. سعي كن دركم كني … من موبايلم گم شده زنگ بزن به گوشيم تا ببينم كجاست !. شرمنده‌ام 

 

. سلام دوست خوبم

ببخشيد الان مزاحم شدم

ساعت ميخواستم … ميگي چنده !؟! 

 

2. اخ اخ اخ

حواسم نبود ايناها ساعتم پبدا شد

تو بخواب

 

sms هاي رنگارنگ

 

به سلامتي ديوار، چون كه هر مرد و نامردي بهش تكيه ميكنن! به سلامتي كلاغ نه براي سياهيش، براي يك رنگيش، به سلامتي كرم خاكي، نه براي كرم بودنش، براي خاكي بودنش، به سلامتي گاو، چون نگفت من، گفت ما! و به سلامتي ما، كه دوست داشتن يادمون نرفته!

 

خم ابرو


دیدی خم ابرویت با ما چه ها کرد/زاندم که تیری سوی قلب ما رها کرد

جوانی

اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده بدان بنزین تموم شد سکته کرده

 

عشق
عشق آن نيست که يک دل به صد يار دهی / عشق آن است که صد دل به

 يک يار دهی

قلب
قلب آدم مثل يه جزيره می مونه مهم نيست کی برای

 اولين بار پا روش می ذاره مهم اينکه که کی برای

هميشه توش می مونه

جمعیت

جهان بیش از 6 میلیون جمعیت داره یکی نیست به من بگه چرا واسه تو

 یکی اس.ام.اس میدم

 

زندگی

زندگي چيست اگر خنده است چرا گريه مي کنيم ؟ اگر گريه است چرا

 خنده مي کنيم ؟اگر مرگ است چرا زندگي مي کنيم ؟ اگر زندگي است

 چرا مي ميريم؟اگر عشق است چرا به آن نمي رسيم؟اگه عشق نيست

چرا عاشقي؟

عمر

بدترین لحظهء عمرم را تو رقم زدی همان کسی که بهترین لحظهء زندگیم را

 بوجود آورده بودي

 

خزان
در يک روز خزان پاييزي پرستويي را در حال مهاجرت ديدم به او گفتم : چون

 به ديار يارم مي روي به او بگو دوستش دارم بهار سال بعد پرستو نفس

 نفس زنان آمد و گفت : دوستش بدار ولي منتظرش نمان

 

خواب
سر تو بزار رو شونه هام خوابت بگیره / جا خالی میدم بخوری زمین حالت بگیره

تمام گلهای خوشبوی دنیارو هم به پات بریزم بازم کمه چون پاهات خیلی بو مید

ه

ميازار موري كه دانه كش است بترس از عمو يش كه چاقو كش است

 

ميگي گل رو دوست داري ولي ميچينيش… ميگي بارون رو دوست داري ولي با چتر ميري زيرش… ميگي پرنده رو دوست داري ولي تو قفس ميندازيش… چه جوري ميتونم نترسم وقتي ميگي دوستم داري؟؟؟

 

 

وفای بی وفایان کرده پیرم ، برم یار وفاداری بگیرم ، اگر یار وفاداری نگیرم ، سر قبر وفاداران بمیرم.

 

عشق چيست؟ 3 ثانيه نگاه، 3 دقيقه خنده، 3 ساعت صفا، 3 روز آشنايي، 3 هفته وفاداري، 3 ماه بيقراري، 3 سال انتظار، 30 سال پشيماني !!!!!!!!!

 

 

پليس راه در اطلاعيه اي به افرادي که قصد سفر و عبور از محور هاي
ديزين و فيروزکوه و چالوس را دارند توصيه هايي کرد که به شرح زير است:

* 1- اگر قصد عبور از فيروزکوه را داريد با احتياط برانيد.
پليس سفر خوشي را براي شما آرزو مي کند.
* 2- جاده چالوس لغزنده است اما اشکالي ندارد!
مي توانيد با خيال راحت از اين جاده عبور کنيد.
* 3- اگر به ديزين مي رويد , برويد. هيچ عيبي ندارد.
* 4- عبور از گردنه حيران خطري را متوجه شما نخواهد کرد.
* 5- پيچ دوراهي همدان نيز اگر با احتياط برانيد , بي خطر خواهد بود.

*به هرجا و از هر طريق که مي خواهيد سفر کنيد,
فقط گيتار آقاي شماعي زاده را با خود نبريد

 

اولي: چند روزه اعصابم به هم ريخته
دومي : براي چي؟
اولي : اخه مي خوام بدونم پدر پسر شجاع قبل از اينكه پسر شجاع به دنيا بياد اسمش چي بود؟

 

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم / فكر نكن ياد تو بودم، كار نداشتم، ول مي‌گشتم!

 

آيا فكر مي‌كنيد بي‌عرضه هستيد؟ فكر مي‌كنيد به درد هيچ كاري نمي‌خوريد؟ فكر مي‌كنيد بي‌مصرف هستيد؟ به خدا درست فكر مي‌كنيد!

 

اهداء اس‌ام‌اس، اهداء زندگي است، هم اكنون نيازمند ياري سبزتان هستيم! (انجمن بيماران اس‌ام‌اسي)

 

اخبار اعلام كرده: تا آخر اين ماه، تمام خرها رو بر مي‌گردونن قبرس! يه وقت خودتو لوس نكني بدون خداحافظي بري!

 

وقتي به چهره‌ي تو فکر ميکنم، به شوخ طبعي خدا پي‌ميبرم !

 

VVV VVVVV VVVV VVVVVV VVVV VV V VVVV VVVVVV ميدوني اينا چيه؟ اينا پرنده‌هاي مهاجري هستند كه براي اسكل كردن تو اومدند!

 

بدون توي دنيا يه قلب هست كه
فقط براي تو مي تپه
اونم قلب خودته    !!!

 

وقتي اومدم آن چنان حالتو ميگيرم
كه نفست بند بياد از ترس پاهات بلرزه هم چين آبروتو مي برم كه سرتو بالا نياري

من قبض موبايلتم

اگه به نظرت با مزه بود....................نظر يادت نره..........

 

             ........have nice weekend.........    

نوشته شده توسط m.n در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 ساعت 5:42 بعد از ظهر | لينک ثابت |

 

  هر کجا باشم به یادت هستم ومیمانم مثل گلهای حیاط مثل ان ماهی تنهاگوشه ی تنگ بلور  من به یادت هستم ......اگر ازیادم رفتی  ......انروز خاک است بالینم........

 

زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ...

 

يک نفرهمدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ، چشم تا باز کنيم عمرمان

 

ميگذرد... ما همه همسفريم ....پس چه بهترکه همه ابی و پاک وصادق مثل دریا باشیم..

 ای صمیمی ای دوست توبه یادم باشی یانه من

 

به یادت هستم 

 

        

نوشته شده توسط m.n در سه شنبه بیستم شهریور 1386 ساعت 4:51 بعد از ظهر | لينک ثابت |

 

میگن چرا اینقدر تحت فشارش میزاری؟

سکوت میکنم 

میگن چرا نمیذاری هر کار بکنه؟

سکوت میکنم 

میگن چرا وقتی از پیش تو میره نا راحت میشی؟ 

سکوت میکنم

میگن چرا اگه بهت توجه نکنه دلخور میشی؟ 

سکوت میکنم

میگن چرا وقتی میره با یکی دیگه اشک میریزی؟ 

سکوت میکنم

میگن چرا همش به یاد خاطرات قدیمت قصه میخوری؟ 

سکوت میکنم 

میگن چرا تمام کار هاشا زیر نظر داری؟ 

سکوت میکنم

میگن چرا در حسرت دیدنشی در صورتی که میدونی ناراحتت 

میکنه؟ 

سکوت میکنم 

میگن چرا از عالم بریدی و چسبیدی به کسی که برات از یه نفرم 

نمیگذره؟ 

سکوت میکنم 

میگن چرا حاضر نیستی به کسی نه بگی که همیشه دلت را

میشکنه؟ 

سکوت میکنم 

میگن چرا واسش هر کاری میکنی در حالی که میدونی فراموش کاره؟ 

سکوت میکنم 

میگن چرا در برابر توهین و تمسخرش سکوت میکنی؟ 

چرا؟چرا؟چرا؟...

فریاد میزنم :  

        چون دوسش دارم......!


 

 پرسيد:

 به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر

 تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه

 دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم

 تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به

 خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است.


 

اي مسافر !  اي جدا ناشدني ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر !

 تا به کام دل ببينمت .


بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .


آه ! که نميداني ... سفرت روح مرا به دو نيم مي کند ... و شگفتا که

زيستن با نيمي از روح تن را مي فرسايد ...


بگذار بدرقه کنم واپسين لبخندت را و آخرين نگاه فريبنده ات را .


مسافر من ! آنگاه که مي روي کمي هم واپس نگر باش . با من سخني

 بگو . مگذار يکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ...


جدايي را لحظه لحظه به من بياموز...    آرام تر بگذر ...


وداع طوفان مي آفريند... اگر فرياد رعد را در طوفان وداع نمي شنوي ؟! باران

 هنگام طوفان را که مي بيني !  آري باران اشک بي طاقتم را که مي نگري ...


من چه کنم ؟ تو پرواز مي کني و من پايم به زمين بسته است ...


اي پرنده ! دست خدا به همراهت ...


اما نمي داني ... نمي داني که بي تو به جاي خون اشک در رگهايم

 جاريست ...


از خود تهي شده ام ... نمي دانم تا باز گردي مرا خواهي ديد ؟؟؟

 


   

اگه بگم که قول ميدم تا هميشه باهات باشم

 اگه بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم

 اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي

 اگه بگم بهونه ي هرنفسم تنها تويي

 اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم

 اگه بگم زندگي مو بذر بهارت مي کنم

 اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني

 اگه بگم بال مني لحظه ي پروازمني

 ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال؟

 ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه وکال ؟

 ميشي برام ماه شبهاي بي سحر؟

 ميشي برام ستاره ي راه سفر؟

 ولي بدون هر جا باشي يا نباشي مال مني

 بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني

 براي سعادت شبا شعرامو من داد ميزنم

 گفتم اينو بنويسم که دوست دارم عزيزم

 


براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست. لازم نيست آن را در قلبش فرو کني


يا گلويش را با آن بشکافي. پرهايش را بزن... خاطره پريدن با او کاري مي کند که :


خودش را به اعماق دره ها پرت کند ...

 


       فروغ فرخزاد..............................
 

آسمان همچو صفحه دل من
روشن از جلوه های مهتابست
امشب از خواب خوش گريزانم
كه خيال تو خوشتر از خوابست

خيره بر سايه های وحشی بيد
می خزم در سكوت بستر خويش
باز دنبال نغمه ای دلخواه
می نهم سر بروی دفتر خويش

تن صدها ترانه می رقصد
در بلور ظريف آوايم
لذتی ناشناس و رؤيا رنگ
می دود همچو خون به رگ هايم

آه ... گوئی ز دخمه دل من
روح شبگرد مه گذر كرده
يا نسيمی در اين ره متروك
دامن از عطر ياس تر كرده

بر لبم شعله های بوسه تو
می شكوفد چو لاله گرم نياز
در خيالم ستاره ای پر نور
می درخشد میان هاله راز

ناشناسی درون سينه من
پنجه بر چنگ و رود می سايد
همره نغمه های موزونش
گوئيا بوی عود می آيد

آه ... باور نمی كنم كه مرا
با تو پيوستنی چنين باشد
نگه آندو چشم شورافكن
سوی من گرم و دلنشين باشد

بی گمان زان جهان رؤيائی
زهره بر من فكنده ديده عشق
می نويسم بروی دفتر خويش
«جاودان باشی، ای سپيده عشق»

"شادی روحش صلوات"

عشق افسانه نيست آنكه عشق آفريد ديوانه نيست

عشق آن نيست كه در كنارش باشي عشق آن است

كه به يادش باشي.

 

عشق پرسیدم نام دیگر تو چیست؟ زبان سرخش را در آورد و گفت: "سر سبزی که بر باد می رود"!!!


اين عشقي که به من بخشيدي براي هميشه زنده خواهد ماند تو هميشه آنجا هستي ،هنگاميکه فرو افتم ضعف مرا مي ستاني و به من نيرو وقدرت مي بخشي و براي هميشه دوستت خواهم داشت و در کنارت مي مانم همچو فانوسي در تاريکترين شبها بالهايي خواهم بود، که در طول پرواز ياري ات خواهم کرد و در طوفان سر کش ،سر پناهي براي تو خواهم بود ...

   یه مرد بزرگ..................خیلی دوسش
 
   دارم ............
 

 

 http://www.dl-musicbaran.com/Single/1388/Tir/19/Dariush1.jpg

                 

 نظریادتون نره.....!

 

نوشته شده توسط m.n در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 4:30 بعد از ظهر | لينک ثابت |

درباره وبلاگ
سلام
من m.n مدیر این وبلاگ هستم .از اینکه یه مقدار از وقتتونو برای خوندن وبلاگ من گذاشتید متشکرم .این وبلاگ تازه راه اندازی شده امیدوارم که از مطالبش خوشتون بیاد.

........... نظریادتون نره............
فهرست اصلي
پيوندها
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS


www.irLearn.com

طراحي وب سايت تجاري و قالب وبلاگ

کليه ي حقوق اين وبلاگ توسط m.n محفوظ است.طراحي شده توسط 1120